عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
170
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
داشتن به اعتقاد تو كامل نخواهد بود ؟ گفت : آرى چنين است . شيخ گفت : اى احمد به من خبر بده آيا هنگامى كه خداوند متعال پيامبر ( ص ) را براى بندگان خويش مبعوث فرمود آن حضرت چيزى از فرمانهاى خداوند را درباره دين از ايشان پوشيده داشت ؟ گفت : نه ، شيخ پرسيد : آيا پيامبر ( ص ) هم مردم را به اين اعتقاد تو فراخوانده است ؟ ابن ابى دؤاد خاموش ماند ، شيخ گفت : سخن بگو ! ابن ابى دؤاد همچنان خاموش ماند ، شيخ روى به واثق كرد و گفت : اى امير المؤمنين ! اين يكى ، واثق گفت : آرى اين يكى . شيخ گفت : اى احمد ! به من بگو خداوند متعال كه قرآن را بر پيامبر نازل كرده و در آن فرموده است : « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً » ، « امروز آيين شما را به كمال رساندم و نعمت خويش را بر شما تمام كردم و براى شما آيين اسلام را پسنديدم » . « 67 » آيا خداوند متعال در اكمال دين خود صادق است يا تو كه مدعى نقصان آنى راست گويى ؟ كه مردم درباره آن معتقد به اعتقاد تو شوند ؟ ابن ابى دؤاد خاموش ماند شيخ گفت : اى احمد پاسخ بده ، و او پاسخ نداد ، شيخ گفت : اى امير المؤمنين ! اين دو تا ، واثق گفت : آرى اين دو تا . شيخ گفت : اى احمد ! به من خبر بده كه آيا به اين اعتقاد تو پيامبر ( ص ) علم داشته است يا آن را نمىدانسته است ؟ ابن ابى دؤاد گفت : بر آن علم داشته است ، شيخ پرسيد : آيا خود آن حضرت مردم را به آن دعوت فرموده است ؟ او خاموش ماند ، شيخ گفت : اى امير المؤمنين اين سه تا ، واثق گفت : آرى اين سه تا . شيخ گفت : اى احمد پس اينچنين كه تو معتقدى پيامبر ( ص ) در عين حال كه آن را مىدانسته است در آنباره گشايشى در نظر داشته است و امت خود را در آن مورد آزاد گذاشته و چنان چيزى از ايشان نخواسته است ، ابن ابى دؤاد گفت : آرى همينگونه است ، شيخ گفت : براى ابو بكر و عمر و عثمان و على كه خداى از همهشان خشنود باد نيز همينگونه بوده است ؟ ابن ابى دؤاد گفت : آرى . در اين هنگام شيخ از او روى برگرداند و متوجه واثق شد و گفت : اى امير المؤمنين ! پيشاپيش گفتم كه ابن ابى دؤاد كودكى مىكند و از مناظره ناتوان مىماند ، اى امير المؤمنين ! اگر خوددارى از اين اعتقاد براى ما روا نباشد و حال آنكه به پندار اين مرد براى پيامبر ( ص ) و ابو بكر و عمر و عثمان و على روا بوده است خداوند براى كسى كه در مورد چيزى كه اين بزرگواران جايز دانستهاند كه گشايش فراهم آورند معتقد به گشايش نباشد هيچ
--> ( 67 ) . آيه 3 سوره مائده .